جلسه دفاع از پایاننامه کارشناسی ارشد علی ذکائی کوهبنانی، دانشجوی رشته مدیریت فناوری گرایش نوآوری
| آخرین بروزرسانی: 1405/6/18 |
جلسه دفاع از پایاننامه کارشناسی ارشد علی ذکائی کوهبنانی، دانشجوی رشته مدیریت فناوری گرایش نوآوری در دانشکده مدیریت، اقتصاد و مهندسی پیشرفت دانشگاه علم و صنعت ایران، با عنوان «تبیین نقش هوش مصنوعی در نوآوری سطح بنگاه با استفاده از فراترکیب کیفی، مطالعه میدانی و دیمتل»، روز ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ برگزار شد. این پایاننامه با راهنمایی دکتر محمدرضا پارسانژاد و مشاوره دکتر جواد مشایخ انجام شد و دکتر امیر ذاکری بهعنوان داور داخلی و دکتر آرمان خالدی از پژوهشکده مطالعات فناوری بهعنوان داور خارجی، داوری این پژوهش را بر عهده داشتند.
چکیده پژوهش به شرح زیر است:
گسترش کاربرد هوش مصنوعی در بنگاهها، ظرفیتهای تازهای برای توسعه محصولات و خدمات، بهبود فرایندها و بازطراحی مدلهای کسبوکار ایجاد کرده است؛ بااینحال، دسترسی به این فناوری یا دستیابی به عملکرد فنی مطلوب آن، لزوماً به نوآوری و تحقق ارزش منجر نمیشود. میان پذیرش هوش مصنوعی و تبدیل آن به استفاده پایدار و پیامدهای نوآورانه، مجموعهای از شرایط انسانی، سازمانی، فناورانه و محیطی نقش دارند. ادبیات این حوزه نیز با وجود گسترش سریع، همچنان با پراکندگی مفهومی، محدودیت در تبیین سازوکارهای تحقق یا ناکامی پیامدها، کمبود شواهد تجربی از ایران و توجه محدود به ساختار روابط میان عوامل مؤثر روبهروست. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف ارائه تبیینی یکپارچه از چگونگی نقشآفرینی هوش مصنوعی در نوآوری سطح بنگاه، بررسی زمینهمند آن در بنگاههای ایرانی و روشنکردن ساختار روابط میان عوامل انجام شد. پژوهش در قالب یک طرح آمیخته اکتشافی متوالی سهمرحلهای با غلبه کیفی اجرا شد. در مرحله نخست، با فراترکیب کیفی، شواهد ۷۲ مطالعه تجربی مستقل ترکیب و ۷۳۵ واحد شاهد تحلیل شد و حاصل این فرایند در قالب ۸ مضمون توصیفی و ۶ مضمون تحلیلی صورتبندی شد. همچنین، ۲۳۷ واحد شاهد منفی، دوگانه یا محدودکننده در قالب ۸ الگوی محدودکننده و شکست صورتبندی شدند و برآیند این یافتهها در قالب یک مدل تبیینی ارائه شد. در مرحله دوم، ۱۲ مصاحبه نیمهساختاریافته با افراد دارای تجربه مستقیم در پروژههای هوش مصنوعی در بنگاههای ایرانی انجام شد. تحلیل ۸۸۴ واحد معنایی حاصل از مصاحبهها به استخراج ۷۰ کد و ۱۱ مقوله منتهی شد و یافتههای مرحله نخست را در زمینه ایران تکمیل و دقیقتر کرد. سپس، برآیند دو مرحله کیفی در ۱۱ عامل نهایی صورتبندی شد و در مرحله سوم، ۱۸۷۰ قضاوت جهتدار حاصل از ۱۷ خبره با استفاده از دیمتل کلاسیک تحلیل شد. یافتهها نشان دادند نوآوری مبتنی بر هوش مصنوعی از هماهنگی و بازتنظیم مستمر میان عوامل راهبردی، دادهای، فنی، انسانی، سازمانی، حکمرانی و محیطی شکل میگیرد. مطالعه میدانی نیز نشان داد انتخاب کاربرد باید از مسئله و تصمیم واقعی آغاز شود و هوش مصنوعی با راهحلهای سادهتر مقایسه گردد؛ پیشبینی زمانی اثر عملی پیدا میکند که به مسئول اقدام، اختیار و فرایند تصمیم متصل شود؛ خودکارسازی الزاماً انسان را حذف نمیکند و میتواند نقش او را به تفسیر، مدیریت استثنا و قضاوت در تصمیمهای حساستر منتقل کند؛ و موفقیت فنی در پایلوت، بدون توجه به استثناها، کار انسانی پنهان، هزینه کل و نگهداری، تضمینکننده مقیاسپذیری نیست. در ساختار دیمتل، همراستایی راهبردی بیشترین تراز خالص اثرگذاری را داشت، درحالیکه تحقق ارزش بیشترین تراز خالص اثرپذیری و بیشترین برجستگی شبکه را نشان داد. قویترین روابط نیز از قابلیت سازمانی، زیرساخت فنی و طراحی کار به تحقق ارزش مشاهده شدند و تحلیل حساسیت نیز جایگاه هر ۱۱ عامل در گروه اثرگذار یا اثرپذیر را پایدار نشان داد. برآیند پژوهش نشان میدهد ارزشآفرینی هوش مصنوعی به برخورداری از فناوری محدود نمیشود و در نحوه استفاده و ادغام آن در سازمان تحقق مییابد. ازاینرو، نوآوری مبتنی بر هوش مصنوعی فرایندی زمینهمند، اجتماعی-فنی و بازگشتی است که مستلزم بازتنظیم مستمر مسئله، قابلیتها، نقش انسان و منطق ارزشآفرینی است.
دفعات مشاهده: 187 بار |
دفعات چاپ: 12 بار |
دفعات ارسال به دیگران: 0 بار |
0 نظر